خرید بک لینک

این لاک پشت شجاع توانست در برابر مار آناکوندا مقاومت کند و به کمک یک عکاس فرانسوی (Jean-Michel Labat) موفق شد از چنگ آناکوندا بگریزد . آناکوندا طعمه خود را به میان آب کشیده بود و به دور او حلقه زده بود و با فشار زیاد قصد خفه کردن طعمه را داشت که با مقاومت لاک پشت و کمک عکاس فرانسوی , ناکام ماند . آقای لابات قبل از نجات لاکپشت , چند عکس از لحظه مبارزه گرفته است که مشاهده می کنید .

مبارزه دیدنی مار آناکوندا و لاک پشت

مبارزه دیدنی مار آناکوندا و لاک پشت

مبارزه دیدنی مار آناکوندا و لاک پشت

مبارزه دیدنی مار آناکوندا و لاک پشت

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1391 ساعت: 14:21

آناکوندا (یا بوای آبی) گونهای مار آبزی از خانواده اژدرماران (مارهای بوآ) است که در رودها و مردابهای جنگلهای انبوه امریکای جنوبی زندگی میکند.

آناکوندا سمی نیست ولی قربانیان خود را با پیچیدن بدن به دور آنها و درهم فشردن میکشد. درازای بدن این خزنده بین هشت تا یازده متر است. از دیدگاه وزن سنگینترین مار جهان است که حداقل حدود ۱۷۰ کیلوگرم وزن دارد یعنی ۵۰ کیلوگرم سنگینتر از پایتون.
مار آناکوندا تنها نمونه از اژدرماران است که بچه میزاید.

زیستگاه اصلی این مار بیشتر حوزه رودخانه های آمازون و ارینوکو است. نوزار این مار در بدو تولد حدود 60 سانتیمت است.
غذاهای او را نیز ماهی ها ، پرندگان ، پستانداران و سایر خزندگان تشکیل می دهند.
برای مثال می تواند آهو ، بز، انسان و حتی کروکدیل را شکار کند.
بزرگترین دشمن این مار نوع عظیم جثه هم نوع خودش است البته اگر پیدا شود. عمر او در حدود30 سال و دمای بدن این مار هم بین 28 تا 30 درجه سانتی گراد است.
پوست این مار ارزش زیادی دارد و با آن کیف،کفش و انواع لباس های دیگر ساخته می شود. از این رو در هنگام شکار پوست این موجود نباید آسیبی ببیند.

عکس : آناکوندایی در حال شکار یک تمساح! دقت داشته باشید که قدرت عضلات و ماهیچه های این مار تا حدی است که اگر به دور انسانی بپیچد رو فشار بر او وارد کند ٬ قربانی در عرض تنها چند ثانیه کشته می شود.

مار آناکوندا دارای سه گونهاست:

* آناکوندای سبز
* آناکوندای زرد
* آناکوندای خالخالی

البته در این مقاله حداکثر وزن مار ۱۷۰ کیلوگرم بیان شده در حالی که این مار در وزن های بالغ بر ۲۵۰ کیلوگرم هم دیده شده!

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1391 ساعت: 14:18


Sumatrian Tigr
(Panthera Tigris Sumatrac)
وضعيت فعلي: در معرض خطر انقراض
اين ببر، بومي جزيره سوماترا اندونزي و يكي از ببرهاي كوچك ميباشد. نرهاي بالغ از ماده بزرگترند و يك ببر نر بالغ بين 170 تا 220 سانتيمتر طول دارد و اين به جز دم يك متري آن است. وزن نرها بين 225 تا 275 كيلوگرم است. يك ماده بالغ از سر تا دم 170 سانتيمتر است و دم آن نيز حدود 70 تا 100 سانتيمتر ميباشد. وزن مادهها به 150 تا 175 كيلوگرم ميرسد. ببر سوماترا موهاي سينه بلندي دارد. سر آن ساختمان چهارگوشي دارد كه در نيمرخ، شيب بيني را به پيشاني ميرساند. نوارهاي مشكي آن كه گروهي به هم نزديكند، بلند هستند. خز آن كوتاه و صاف است ولي براق نيست. ببر سوماترا به تازگي مورد توجه و مشاهدات علمي قرار گرفته و بسياري از جهات رفتار آن آشكار نيست. ببري قلمروگرا بوده كه قلمرو نرها ممكن است با هم همپوشاني داشته باشد. جفتيابي در كل سال ميتواند روي دهد. ببرهاي ماده موقع علامتگذاري قلمرو خود به نرها نيز نشان ميدهد كه آيا آمادگي توليدمثل را دارد يا خير. ببر سوماترا شكار در شب را ترجيح ميدهد. او به پشت طعمه خزيده و آن را با ضربه پنجه نقش زمين ميكند. وقتي طعمه را به زمين زد، سعي ميكند كه گلوي آن را به دندان بگيرد. ببر وقتي طعم را گرفت، بخت كمي براي فرار آن باقي ميگذارد. آنگاه با پنجههاي قوياش به گلوي آن فشار آورده و آن را خفه ميكند. ببر سوماترا مانند ديگر ببرها، طعمههاي بزرگ نظير گوزن و آنتيلوپ را ترجيح ميدهد. سالها پس از اعلان وضعيت ببر به دنيا به عنوان گونه در معرض خطر، جمعيت آن در طي دهه گذشته به نصف كاهش يافته است. هم اكنون 500 تا 600 قلاده ببر آزاد سوماترايي وجود دارد.


 

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 15:57

. Javan Tiger
(Panthera Tigris sondaica)
وضعيت فعلي: منقرض شده
ببر جاوه دومين ببر كوچك دنيا است. (از آن كوچكتر ببر منقرض شده بالي است.) حدود 180 سانتيمتر طول داشته كه اندازه دم آن به 60 تا 80 سانتيمتر ميرسيده است. وزن نرها 200 و مادهها 125 تا 150 وزن داشتهاند. ببر جاوه بلندترين موهاي سينه را در بين ببرها دارا بوده و از ديگر ويژگيهاي آن يال كوتاهي بر پشت گردن و پوست زيرين دارچيني تيره و مشخصه واضح آن، دسته نوارهاي مشكي پررنگي است كه در سراسر بدن آن وجود داشته و در قسمت انتهايي بدن بيشتر ميشود.
رفتار ببر جاوه:
ببر جاوه حيوان انزواطلبي است كه جز زمان جفتگيري و يا پرورش تولهها در باقي موارد تنها زندگي ميكند. راهي براي تعيين حد واقعي قلمروي ببر جاوه وجود ندارد، چون هيچگاه مجال يافتن و تصاحب يك قلمروي واقعي را نيافت. اين ببر موجودي شبزي بوده است. دانشمندان به اين نتيجه رسيدهاند كه بعضي حيوانات قبلا روزگرد بودهاند ولي به خاطر وجود انسان د ر اطراف خود شبگرد شدهاند. اين تغيير رفتار در بعضي گونههاي (نظير سروال) رخ داده ا ست. از آنجا كه انسان در تمام نقاط جاوه حضور داشته، زندگي انفرادي بهترين روزنه اميد براي بقاي ببر جاوه بوده است. از آن گذشته اين حيوان در نقاطي كه آب وجود داشته، زندگي ميكرده است. مناطق پرآب، محل مورد علاقه ببرهاي جاوه بوده كه بيشتر وقت خود را به شنا كردن ميپرداخته و از آنجا كه شناگر خوبي بوده حتي به هنگام شنا در اقيانوس نيز مشاهده شده است. تكنيك شكار ببر جاوه نيز مانند ساير ببرها بوده است اين ببر آخرين بار در سال 1972 مشاهده شد و به خاطر سرزمين اصلياش كه يكي از جزاير اندونزي بدين نام شناخته شده. از ببر جاوه تنها يك عكس موجود است.

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 15:55

Indochinese Tiger
(Panthera Tigris corbettl)
وضعيت فعلي: در معرض خطر
ببر هندوچين در سال 1968 به عنوان يك زيرگونه مستقل مورد شناسايي قرار گرفت و قبل از آن تاريخ، اطلاعات اندكي از آن در دست است و اين به خاطر وقوع جنگهاي مختلف ا ز 1968 است كه محققان را در راه رسيدن به زيستگاههاي آن با دشواريهايي مواجه كرده بود. پوست ببر هندوچين در ميان ديگر ببرها بيهمتاست كه اين به خاطر وجود خالهاي موجود در آن است. ببر هندوچين نوارهايي مشكي دارد كه از پشت بدن جهت رو به پائين دارد و اين نوارها در اطراف به خالهايي منتهي ميشوند. زردي پس زمينه پوست ببر هندوچين نسبت به ديگر ببرها تيرهتر است و در پايني كنارهها نسبت به ديگر قسمتها از رنگ روشنتري برخوردار است. رنگآميزي بدن ببر هندوچين ميتواند حاصل يك نوع تطابق با پوشش گياهي متراكم محيط اطرافش باشد وقتي كه در حال حركت است، نوارهاي بدنش استتار در زمينه اطراف را برايش مهيا ميكند و وقتي كه در حال استراحت است نقشهاي بدنش ميتواند مانند الگوهاي نقوش كف جنگل باشد. ببر هندوچين زيرگونهاي است با جثه متوسط و اندازهةاي آن نزديك به ببر چين است. اندازه نرهاي آن به 2 تا 5/2 متر ميرسد كه اين اندازه بدون احتساب دم است و دم به تنهايي 90 تا 120 سانتيمتر طول دارد. مادهها حداكثر 2 متر طول دارند و اندازه آنها حدود 1 متر است. وزن نرها 225 و مادهها 150 كيلوگرم است. الگوهاي رفتاري ببر هندوچين د ر حال حاضر اسرارآميز است. به نظر ميرسد كه الگوي قلمرو طلبي ببرهاي نر و ماده مشابه ببرهاي ديگر باشد. ببرهاي نر به نسبت خود قلمروهاي بزرگتري د ارند و قلمرو مادهها كوچكتر از نرهاست و در محدوده آن قرار ميگيرد و ميزان آن براي ببرهاي نر (بسته به نوع زمين قلمرو) به بيش از 40 مايل مربع ميرسد. به نظر ميرسد سرگرمي مورد علاقه ببرهاي هندوچين شنا باشد و آنها ترجيح ميدهند كه نزديك آب باشند. حتي اگر بتوانند اين آب را در كنار كوههاي خشك سرزمينشان پيدا كنند. آنها وقتي به شكاري دست پيدا ميكنند، آن را به نزديكي آب ميآورند و غذا را با چند بار آب نوشيدن ميخورند. درست مانند كاري كه ببر بنگال انجام ميدهد. ببرهاي هندوچين به عنوان شكارگر جانوران بزرگ شناخته شدهاند. پستانداراني مانند گوزن، گراز و خوكهاي خرطومدار. ولي هنوز معلوم نيست كه آيا در موقع در دسترس نبودن غذا به حد كافي به شكارهاي كوچك رو ميآورند يا خير. ولي به نظر ميآيد در اين زمينه بايد از الگوي ببر سيبري پيروي كند. چرا كه ببر سيبري در مواقعي كه غذا به حد كافي نيست، به خوردن شكارهاي كوچك رو ميكند. آنها روزها را براي خوردن يك شكار بزرگ صرف ميكنند و اگر چيزي باقي مانده باشد دست به شكار ديگري نميزنند و وقتي از لاشه شكار دست ميكشند كه ديگر چيزي براي خوردن باقي نمانده و حتي استخوانها خورده شده باشد. ببر هندوچين معمولا دست به شكار دامهاي اهلي نميزند ولي اين رويه ميتواند تغيير كند و آن وقتي است كه جوامع انساني به قلمروهاي فعلي آب دست اندازي كنند. الگوهاي توليدمثلي كه آن نيز مانند ببرهاي ديگر است دوره آبستني آن 105 روز است و 2 تا 4 توله متولد ميشوند. تولهها در 3 تا 4 سالگي به سن توليدمثل ميرسند. در بخش اعظم سراسر هندوچين، در محل امروزي تايلند، ويتنام، كامبوج و درقسمتهايي از برمه سابق (ميانمار فعلي) و مناطق دوردست مالزي پراكندگي دارد. ببر هندوچين بعد از ببر بنگال بيشترين تعداد جمعيت را دارد و در حال حاضر حدود 1400 تا 1500 قلاده از اين ببر وجود دارد.

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 15:51

Chinese Tiger
(Panthera Tigris amoyensis)
وضعيت فعلي: در معرض خطر
مطالعات برروي اسكلتهاي ببر نشان ميدهد كه ببر چين نسبت به ببرهاي امروزي از قدمت بيشتري برخوردار است. اجداد ببرها در سيبري تكامل يافتند كه اين شايد توضيح اين مورد باشد كه حتي در جنگلهاي گرمسير امروزي نيز ببرها، برخي عادات مربوط به دوران سرما و تطبيق با شرايط سخت را حفظ كردهاند و ترجيح ميدهند كه در طي روز، به جاي حركت كردن در آبهاي خنك به آبتني بپردازند. در حدود 10000 سال قبل يخچالهاي يك عصر يخبندان جديد، نياكان ببرها را مجبور به مهاجرت به سمت جنوب به سوي مرزهاي ببرهاي امروزي نمود. تاريخ بازگشت ببرهاي چين به سوي مرزهاي قبلي خود، حداكثر به ده هزار سال قبل ميرسد و ميتواند به انسانهاي امروزي در مورد اينكه ببرهاي گذشته چه شكلي داشتهاند، بهترين ايده را بدهد. خز ببر چيني، بلندتر از همه ببرها به جز ببر سيبري است. نوارهاي مشكي بدن ببرهاي چيني پهنتر بوده و نسبت به ديگر ببرهاي فضاي بيشتري را اشغال ميكند. ولي تعداد آنها كمتر از ساير ببرهاست. رنگ زيرين آن به نسبت ديگر ببرها كمرنگتر است ولي ناحيه سفيد رنگ آن در زير بدن فضاي كمتري را در بر ميگيرد. ببر چين، ببر متوسطي محسوب ميشود چيزي بين ببر سيبري و ببر بالي، اين امر بدين معني است كه ببر نر چيني از نوك تا دم چيزي بالغ بر 2/8 متر طول دارد كه بايد به آن 1 متر اندازه دم را نيز افزود. ببرهاي نر ميتوانند به 300 كيلوگرم بالغ شوند و مانند ديگر زيرگونههاي ببر، مادهةا به طرز محسوسي از نرها كوچكترند. اندازه مادهها به 2/5 متر ميرسد و وزن آنها بالغ بر 200 كيلومتر ميشود. در مورد رفتار ببرهاي چيني، چه در اسارت و چه در عرصه حيات وحش اطلاعات اندكي وجود دارد اين احتمال در مورد آنها وجود دارد كه آنها حيواناتي قلمروگرا هستند كه هر نر آن قلمرويي به اندازه 40 مايل مربع را اختيار كرده است. قلمروي ماده كوچكتر از نرها بوده و با آن همخواني دارد و قلمرو هر 4-3 ببر ماده به اندازه قلمروي يك ببر نر ميباشد و اين احتمال وجود دارد كه قلمروي ببراي ماده با يكديگر همپوشاني داشته باشد. مادههاي ببر چيني، در طي سال قابليت جفتگيري دارند ولي مدت و زمان و مراحل اصلي آن نامشخص است. بعد از طي مدت 110 روز كه البته برخي آن را زودتر از 105 روز ميدانند، ماده دو توله به دنيا ميآورد. گرچه گزارشهايي مبني بر تولد 7 توله نيز وجود دارد. نوع پرورش تولهها، مشابه ببرهاي بنگال و هند وچين است كه اين به خاطر شباهت زيستگاهي بين آنهاست. جزئيات بزرگ كردن توله همچنان مبهم است. تولهها در 3 تا 6 ماهگي از شير گرفته ميشوند. و در سن 3 تا 4 سالگي به سن توليدمثل ميرسند. تولههاي بالغ براي سالهاي طولاني درقلمروي مادر مي مانند و همين كه بزرگتر و قويتر شدند عاقبت يا آن را ترك ميكنند و يا قلمرويي خارج از آن را علامتگذاري ميكنند. هنوز معلوم نشده كه آيا نرها بر سر قلمرو با هم ميجنگند يا خير ولي اين امكان وجود دارد كه مرحله تغيير مسئوليت با آرامش باشد و آن تسليم يك ببر در برابر ببري ديگر از طريق رفتن به جاهاي دوردست باشد. اين مورد در مورد ببرهاي ماده نيز هنوز مشخص نيست. آيا آنها هم در مورد قلمرو به زد و خورد ميپردازند يا خير؟ البته مداركي دال بر همپوشاني قلمروهاي ببرهاي ماده و اينكه آنها با مصاحبت با ديگر ببرهاي ماده آنها را تحمل ميكند، وجود دارد. ببرهاي چين اغلب وقت خود را صرف شكار كردن ميكند كه بيشتر آن در شب اتفاق ميافتد. شنوايي قوي دارند و ديد شبانه آنها عالي است. (وضعيت ديد در شب آنها نسبت به انسان در موقعيت عالي قرار دارد و به خوبي ديد گربههاي فعلي است)، اگر ببر چين را مانند ببرهاي ديگر بدانيم بايد گفت كه آنها روزها را براي خوردن يك شكار بزرگ صرف ميكنند و شكار ترجيحي آنها نيز پستانداراني با 50 كيلوگرم وزن و بيشتر از آن است. شايد به جز چند گروه كوچك ببر كه در اسارت هستند، هم اكنون تنها چهل ببر در طبيعت وجود داشته باشد.

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 15:46

ببر بنگال، یکی از زیرگونههای ببر است که بیشتر در هند و بنگلادش یافته میشود. همچنین میتوان آنها را در نپال، پاکستان، بوتان، میانمار و تبت جنوبی یافت. به طور سنتی، پس از ببر سیبری دومین زیرگونهٔ بزرگ (از نظر اندازه) در نظر گرفته میشوند، هرچند ببرهای بنگال شمالی اغلب بزرگتر از ببرهای سیبری هستند. تاکنون سنگینترین ببرهای بنگال که به منظور پژوهش در نپال گرفته شدند، از ببرهایی که به تازگی در سیبری گرفته شدهاند سنگینتر بودهاند.

ببرهای بنگال مشهورترین زیرگونهٔ ببرها هستند که در زیستگاههای گوناگونی شامل چمنزارها، جنگلهای بارانی زیرگرمسیری (subtropical) و گرمسیری، جنگلهای خارستان، جنگلهای برگریز تر و خشک، و جنگلهای مانگرو زندگی میکنند.

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 15:47

ببر هیرکانی یا ببر مازندران، که در برخی نقاط به آن ببر کاسپین می گویند، (نام علمی: Panthera tigris virgata) (به مازندرانی: سِرخِ شیر) در ناحیه گسترده ای از چین تا دریای سیاه می زیسته است. جنگلهای هیرکانی، قفقاز، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان و غرب چین مسکن این گونه از ببر بوده است که امروزه منقرض گردیدهاست اما هنوز ادعاهایی اتفاقی دربارهٔ رویت آن گزارش می شود

آخرین ببر کاسپین در گلستان دیده شد که افراد محلی به آن شیر سرخ میگفتند! که در سال ۱۳۳۸ در جنگلهای گلستان، در منطقه مینودشت، به دست تعدادی شکارچی محلی شکار شد.

از ببر کاسپین تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است عکسها و پوستها نشان میدهند که رنگ ببر کاسپین از ببر بنگال روشنتر، و تااندازهای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بودهاست. موهای بدن ببر کاسپین بلندتر و پُرپُشت تر از ببر بنگال و کوتاهتر از ببر سیبری و جثه آن بزرگتر از ببر بنگال و کوچکتر از ببر سیبری بودهاست.

ببر کاسپین، مارال، گراز، شوکا، خرگوش ، پرندگان ، خزندگان ، گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا، گاو و گاومیش اهلی شکار میکرده.

شکار بی رویه، خشک کردن نیزارها و مرداب ها برای کشاورزی، باغداری و خانه سازی، از میان رفتن جنگل های جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شدهاست.

ببر کاسپین از تیرههای بسیار نزدیک به ببر سیبری بوده و این دو تیره، تنها حدود ده هزار سال است که از هم جدا شدهاند. بررسی دیانآ بقایای یافته شده از ببر کاسپین و مقایسه آن با ببر سیبری، نشان میدهد این دو تیره تنها در یک نوکلئوتید تفاوت دارند و هر دو از یک زیرگونه بودهاند. همین امر احتمال بازگشت ببر کاسپین به چرخه طبیعت را قوت بخشیدهاست.

پرونده:Panthera tigris virgata.jpg

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 15:41

ببر سیبری یا ببر آمور یکی از زیرگونههای ببر است که در گذشته در بخشهای وسیعی از شرق و مرکز آسیا و شرق روسیه میزیست اما امروزه تنها در منطقهٔ حفاظت شدهای در شرق سیبری زندگی میکند. ببر سیبری با ۳۰۰ کیلوگرم وزن بزرگترین زیرگونهٔ ببر و بزرگترین گربهسان زندهٔ جهان است. تازهترین مطالعات ژنتیکی در سال ۲۰۰۹ شباهت نزدیک به همسانی ببر سیبری و ببر منقرض شدهٔ مازندران را مطرح کند. ببر مازندران پیش از این زیرگونهای متمایز قلمداد میشد.

ببر سیبری مانند دیگر انواع ببر حیوانی قلمروطلب است و معمولاً در محدودهای بین ۶۴ تا ۶۴۰ کیلومتر مربع زندگی میکند.

وزن و اندازه

ببر سیبری معمولأ حدود ۵ تا ۱۰ سانتیمتر بلندتر از ببر بنگال است. با ارتفاع 112 تا 120 سانتیمتر در ناحیه شانه. نرها ۲۷۰ تا ۳۳۰ سانتیمتر طول و ۱۹۰ تا ۳۰۶ کیلوگرم وزن دارند اما مادهها کوچکترند و ۲۴۰ تا ۲۶۵ سانتیمتر طول و ۱۰۰ تا ۱۶۷ کیلوگرم وزن دارند.

پرونده:Siberischer tiger de edit02.jpg

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 15:38

ببر (نام علمی: Panthera Tigris) جانوری از تیرهٔ گربهسانان است که طول قامت آن به ۳٫۳ متر و وزن آن به بیش از ۳۰۰ کیلوگرم میرسد و بزرگترین گونه از این تیره به شمار میرود.
این جانور دارای بدنی عضلانی و پاهایی بسیار نیرومند است. بدن ببر دارای موهای بلند و برّاق به رنگ نارنجی، همراه با خطهای سیاه عمودی میباشد. جثّهٔ ببرهای نر بزرگتر از ببرهای ماده است و همچنین موهای روی گونهٔ ببر نر بلندتر از ببر ماده میباشد. ببرها جانورانی شبکارچی و مستقل هستند. آنها جانوران ماهری هستند و حتّی میتوانند به بالای درختها بروند. این جانوران بر روی زمین هم بسیار ماهر و سریع هستند و میتوانند با یک حرکت سریع طعمهٔ خود را شکار کند. جانورانی که ببرها از آنها تغذیه میکنند عبارتاند از:
گراز وحشی، آهو، بوفالو و گاو اهلی و برخی پستانداران دیگر. آنها شناگران خوبی نیز هستند. گاهی این جانوران شبها تا ۲۰ کیلومتر راه میروند و در یک خیز میتوانند ۱۰ متر بپرند، ولی با جثهٔ بزرگشان در نود در صد شکارهایشان ناموفق هستند.

ببر بنگال پرشمارترین زیرگونه و ببر سیبری بزرگترین زیرگونهٔ ببر است. از ۹ زیرگونهٔ این جانور ۳ زیرگونه از جمله ببر مازندران منقرض شدهاند و ۶ زیرگونهٔ دیگر نیز در خطر انقراض قرار دارند. قلمرو تاریخی این حیوانات از میان رودان و قفقاز تا بیشتر نواحی شرقی و جنوبی آسیا امتداد مییافت اما این قلمرو امروزه بهشدت کاهش یافتهاست.

نرها و مادهها تنها در هنگام جفتگیری به مدّت چند روز در کنار یکدیگر میمانند. ببرهای ماده پس از ۱۰۳ تا ۱۰۵ روز بارداری دو یا سه توله به دنیا میآورند. تولهها تا چند سال همراه با مادر خود زندگی میکنند.

به طور کلی وزن ببرهای نر از ۲۰۰ تا ۳۲۰ کیلوگرم است و مادهٔ آنها از ۱۲۰ تا ۱۸۰ کیلوگرم میباشد. میانگین قد در نرها ۲٫۶ تا ۳٫۳ متر و در مادهها ۲٫۳ تا ۲٫۷۵ متر میباشد.

ببرها اگر پیر باشند و یافتن غذا برای آنها سخت باشد یا اگر در جای که تولههای خود را بزرگ میکنند غذا کمیاب باشد به انسانها حمله میکنند. ببرها ترجیح میدهند از پشت حمله کنند لذا بعضی از روستاییان هندی که در نزدیکی منطقه حفاظت شدهٔ ببرها زندگی میکنند ماسکهای صورت را از پشت سرشان میبندند

.پرونده:Panthera tigris sumatran subspecies.jpg

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 14:53

شواهدی مربوط به وجود یک اسب سواری اولیه و همچنین اسبی که متفاوت با اسبهای هند و اروپایی باشد در دست است. محققان سالها از وجود نقش یک اسب کوچک روی حجاریها در ایران آگاه بودند اما طراحان اغلب این طور تفسیر میکردند که حجاری اسبهای کوچک به دلیل کمبود جا بودهاست. در بعضی از موارد این امر ممکن است دلیلی برای به تصویر درآوردن اندازههای متفاوت باشد، همان طور که این روش گاهی برای تمیز موقعیت دو یا چند تصویر به کار میرفتهاست ولی به ندرت در یک حجاری در مورد تندیسها یا حیوانات رزمی که دارای اندازههای کاملا متفاوت هستند به کار گرفته شدهاست. تخت جمشید و دارابگرد نمونههایی عالی از مورد آخر هستند. در حجاریهای تخت جمشید اختلاف اندازه بین اسب نیسایی و اسبهای کوچک لیدیایی به ۸/۲۱ سانتی متر میرسد. باتطابق این مقدار با اندازههای طبیعی، اختلاف قد این دو اسب ۴۰ سانتی متر است. در حجاریهای دارابگرد که از زمان ساسانیان به جا مانده نیز اختلاف بین اندازه این اسبها در همین حد بودهاست اسب خزر به لحاظ ظاهری، تناسب اندام یک اسب بزرگ را دارد برخلاف بسیاری از پونیها که دارای دست و پای کوتاه و تنه درشت میباشند، دقیقا یک اسب مینیاتوری است که شناخت آن از روی عکس و تصویر به راحتی امکان پذیر نیست و از آن جا شناخت زیادی با اسب نژاد عرب دارد، باید آن را در کنار یک شاخص قرار داد تا بتوان آن را تشخیص داد.

سر کوچک، چشمها درشت و برجسته، پیشانی کمی محدب و گوشها کوچک است. پوزه آنها معمولاً کوچک و دارای منخرین باز هستند. گردن آنها معمولاً قوس دار، باریک و دارای تناسبی مطلوب میباشد. یال و دم پر پشت و زیبا، کمر تا حدودی کشیده و بدن آنها تقریبا باریک است. اندام حرکتی در عین ظرافت دارای استخوان بندی بسیار قوی و محکمی میباشد. دارای سم بسیار سفت و بیضی شکل است که احتیاج به نعل بندی ندارد. از نظر رنگ این نژاد به رنگهای سفید، سیاه، نیله یا خاکستری، کرنگ، کهر همانند رنگ کرنگ میباشد فقط یال، دم، دست و پا سیاه میباشد. سمند که همانند رنگ طلایی است فقط موهای یال، دم و قسمتهای پایینی دست و پا سیاهاست. در این نژاد تا کنون اسب ابلق دیده نشدهاست. قد اسب خزر کمتر از ۱۲۰ سانتیمتر است.

  1. اسب خزر فاقد Parietal Crest در جمجمه خود میباشد.
  2. استخوان کتف در اسب خزر پهن تر از سایر نژادهای ایرانی بوده و بیشتر به استخوان کتف نشخوار کنندگان شبیهاست.
  3. متاکارپ و متاتارس اسب خزر نسبت به قد حیوان بلند تر و باریک تر میباشد.
  4. شش مهره اولی سینهای دارای تیغه پشتی دراز تر نسبت به سایر نژادها میباشند و به خاطر همین اختلاف، جدوگاه در اسب خزر بسیار بالاتر از کپل قرار میگیرد.
  5. سم اسب خزر باریک و بیضی شکل و بیشتر شبیه به سم Equus Asinus میباشد تا شبیه سم

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 14:50

این نژاد بسیار قدیمی میباشد و از آفریقای شمالی ریشه میگیرد. به این نژاد پیرامون دو هرار سال پیش در کتابهای رومی اشاره شدهاست. از آن زمان تعداد زیادی بارب به اروپا به خصوص انگلستان برده شد. ریشهٔ بسیاری از نژادهای امروزی از جمله اصیل اسپانیایی به نژاد بسیار قدیمی باربها بر میگردد. از این اسب امروزه برای اصلاح اژاد بسیار استفاده میشود.

اسبهای این نژاد دارای سری بلند، گردنی متوسط و شانههایی پهن هستند. موهای یال و دم این اسبها پرپشت بوده و سمهای آنها سخت میباشند. قد متوسط آنها حدود ۱٫۵۵ متر است. رنگ آنها نیز معمولاً خاکستری، کهربایی، کهربایی تیره و سیاه میباشد. باربها اسبانی آرام، شجاع، مقاوم و سریع هستند، به همین دلیل از آنها خیلی در مسابقات غیر دو استفاده میشود. این حیوان در شرایط بیابانی بسیار مقاوم است

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 14:28

اسبهای نژاد پینت در واقع اسبهای لکه دار سیاه و سفیدی هستند که به خاطر همین الگوی رنگ پوستشان به این نام شناخته می شوند. پینت در زبان لاتین به معنای رنگ است.

اسب نژاد پینت یا رنگی از جمله اسبهایی است که از نژاد اسب اسپانیایی نشات گرفته که توسط فاتحان اسپانیایی به آمریکا برده شد.

اسبهای نژاد پینت به تدریج بخشی از گله های اسبهای وحشی شدند که در دشتهای غربی به سر می بردند. بومیان آمریکا از این اسبها بهره زیادی می بردند و حتی بعضی از آنها اعتقاد داشتند که اسبهای پینت دارای نیروهای جادویی هستند.

گاوبازهای آمریکایی عاشق اسبهای نژاد پینت بودند چون این اسبها بسیار چالاک بودند و خوب کار می کردند و بنابراین برای گاوداری مناسب بودند. پینت هورس آمریکایی اسبی است که کار با آن راحت است، رفتاری دوستانه دارد و باهوش است.

اسبهای پینت رنگ پوست مشخصی دارند. پوست آنها به دو صورت رنگی می شود: یکی که توبیانو (tobiano) نام دارد و به صورت لکه های سیاه روی زمینه سفید است و دیگری که اووایرو (overo) نام دارد و در بر دارنده لکه های سفید روی زمینه سیاه است.

اووایرو ممکن است دو حالت داشته باشد که در آن یا رنگ سفید غالب باشد یا رنگ سیاه. اما معمولا در الگوی اووایرو رنگ سفید، ناحیه پشت اسب بین سر کتف اسب و دمش را قطع نمی کند.

با این حال نمی توان همه الگوهای رنگ پوست اسب پینت را در این دو مدل اوایرو و توبیانو گنجاند. به همین خاطر چند سال پیش این دسته بندی گسترده تر شد و الگوی دیگری به نام تووایرو (tovero) برای توصیف اسبهایی از نژاد پینت ایجاد شد که رنگ پوست آنها دارای خصوصیات هر دوی این الگوها بود.

پینت هورس آمریکایی اسبی عالی برای امور دامپروری و مزرعه داری، رودئو، سواری نمایشی، یا به عنوان حیوان خانگی برای بچه ها به شمار می رود.

پینتو یا پینت؟

پینتو (Pinto) همان نام اسپانیایی پینت است. اما با اینکه بیشتر اسبهای پینت، پینتو هستند، اما همه پینتو ها پینت نیستند. و این به این دلیل است که انجمن اسب پینتو آمریکا بیشتر از انجمن اسب پینت آمریکا برای ترکیب این نژاد با نژادهای دیگر محدودیت قائل است.

پرونده:Paint Horse REFON.jpg

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 14:42

فریزین از جمله قدیمیترین نژادهای اسب هاست. استخوانهای سه هزار سالهٔ آن در اروپا در هلند کنونی یافته شدهاند. ابتدا از فریزین برای کشیدن گاری استفاده میشد. در قرون وسطی به دلیل ظاهر و وقار و حرکات شاهانه اش در دوئل برای از رو بردن حریف استفاده میشد.

قد متوسط فریزین بین ۱٫۵۵ تا ۱٫۶۵ متر است. بعضی ار فریزینها به ۱٫۷۵ متر نیز میرسند. رنگ آنها همیشه سیاه یک دست است، مگر در صورت آمیزش. به همین دلیل به مروارید سیاه معروفند. پال و دم آنها نیز مشکی، بلند و مجعد یا حالت دار است. حرکات این اسب، به خصوص به هنگام یورتمه بسیار با وقار است. رفتار این اسبها به طلا معروف است، زیرا بسیار قابل اعتماد هستند و به صاحب خود دلبستگی زیادی دارند. همچنین در بسیاری از مسابقات مثل درساژ بسیار خوب عمل میکنند.

پرونده:Friesian-stallion.jpg

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 14:17

این نژاد قدیمی از منطقهای به نام «اَندَلُس» در اسپانیا ریشه میگیرد. قبل از قرون وسطی، این اسبها به دلیل چابکی و نرمی حرکات، در جنگها بسیار مورد استفاده قرار میگرفتند. در قرون وسطی، به دلیل سنگینی سلاحهای جنگی، اسبهای درشت هیکل تر ترجیح داده میشدند تا این که با رنسانس نرمی و سبکی حرکات این اسبها دوباره مورد توجه قرار میگیرد. امروزه از این نژاد به خصوص در نمایشها و سیرکها استفاده میشود.

بلندی این اسبها بین ۱٫۵۵ تا ۱٫۶۵ متر است و معمولترین رنگ آنها خاکستری است. رنگ آنها با بالا رفتن سن به تدریج روشن تر میشود. پال اسبان اصیل اسپانیایی بلند و حالت دار است.پرونده:Andalusian 2.jpg

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 14:15

این نژاد از شمال انگلستان ریشه میگیرد و بزرگترین نژاد اسب است. قد شایرها به ۲ m نیز میرسد. وزن آن هم حدود ۱ تن میباشد. این نژاد نیز بسیار قدیمی بوده و نام آن توسط سزار هزاران سال پیش در ماجرای جنگهای گالی (Gaules) آمدهاست. رنگ شایرها معمولاً سیاه بوده، ولی به رنگ کهربایی با لکههایی سفید در پاها یا سر نیز دیده میشوند. بدن آنها بسیار عضلانی و قوی است و از آنها برای کشیدن درشکه یا گاری استفاده میشد. این نژاد بسیار آرام، مهربان و مطیع میباشد.پرونده:ShireDraftHorse.jpg

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 14:13

اسب آپالوسا به اسب سرخپوستی هم معروف است. زیرا برای اولین بار توسط آنها پرورش داده شدهاست. اسب آپالوسا حاصل پرورش انتخابی توسط سرخپوستان Nez Perce ایداهو در شمال شرقی اورگان و جنوب شرقی واشنگتن بودهاست. آنها اساس این نژاد را اسبهای اسپانیایی قرار دادند. آپالوسا نیز نامی است که از رودخانهای به نام پالوس، نزدیک یکی از قبایل سرخ پوست گرفته شدهاست.

در ژورنال لویس و کلارک از سفرهای سال ۱۸۰۶ آنها از این اسبهای خالدار یاد شدهاست.

پس از اینکه ارتش سواره نظام ایالات متحده، سرخپوستان را تا کوههای بیرپا در مونتانا دنبال کرد و آنها را قتل عام نمود، این نژاد اسب تقریبا از بین رفت. در سال ۱۹۳۸، گروهی از حامیان اسب در مسکو، ایداهو، یک مرکز ثبت نژاد اسب آپالوسا تشکیل دادند و برای نجات و حفظ این نژاد تلاش کردند. این نژاد در حال حاضر سومین نژاد پرجمعیت اسب در جهان است.

شاید منحصربفرد ترین ویژگی اسبهای آپالوسا، خالدار بودن یعنی وجود لکههای رنگی روی بدن آنهاست که در شکلها و رنگهای مختلف بر روی زمینههای متنوع دیده میشود. به همین دلیل اسبهای این نژاد از نظر ظاهری بسیار متنوع میباشند. معمول ترین الگوی خالهای بدن اسب آپالوسا، رنگ تیره کل بدن با خالهای روشن (دانه برفی) و یا رنگ روشن کل بدن با خالهای تیره (پلنگی) است.

اسب خالدار به شکلهای دیگری نیز دیده میشود، از جمله بدن برفکی با لکههای سفید، رنگ سفید مرمری که کل بدن اسب را پوشانده، و یا لکه سفید بزرگی روی کپل اسب که معمولا خالهای تیره رنگ هم روی آن وجود دارد. سم اسب آپالوسا عموما راههای سیاه یا سفید دارد.

نژاد آپالوسا امروزه به واسطه ترکیب آن با اسب کوارتر دارای انواع گوناگونی است. بسیاری از آپالوساها یال و دم کم پشت دارند، و بعضی افراد معتقدند چشم اسبهای آپالوسا حالتی انسان گونه به آنها میدهد.

قد اسب آپالوسا بین ۱۴٫۳ تا ۱۵٫۴ وجب است. بلندی جدوگاه این اسبها بین ۱٫۴۲ تا ۱٫۶۳ متر میباشد و دارای سینهای پهن و کمری کوتاهاست.

از دیگر ویژگیهای شناخته شده اسب آپالوسا، طبیعت آرام آن است. این اسبها را میتوان برای اهداف مختلف استفاده کرد؛ در پرش قدرتمندند و در رویدادهای وسترن و قابلیت بالایی نشان دادهاند. آپالوسا برای پیمودن مسیرهای طولانی نیز کاملا مناسب است

پرونده:Appaloosa stallion.JPG

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 14:09

اسبهای هانووری یا هانوورین شناخته شده ترین اسبهای نژاد خونگرم اروپایی به شمار میروند و در ایالات متحده و همچنین در کل جهان به خوبی شناخته شدهاند. اسب نژاد هانووری در رشتههای پرش، درساژ و سه روزه عملکردی بسیار خوب دارد.

بنابراین اگر در فکر خرید اسبی برای سوارکاری حرفهای و شرکت در مسابقات پرش و به ویژه درساژ هستید اسب نژاد هانووری برایتان مناسب است. موفقیتهایی که این نوع اسب در رقابتها به دست آوردهاست برتری او را به خوبی نشان میدهد. در المپیک سال ۱۹۹۲، ۱۳ مدال به اسبهای نژاد هانووری تعلق گرفت و ۴ عنوان قهرمانی پی در پی پرورش اسب جهان همراه با ۵ مدال طلا، ۱ نقره و ۲ برنز در مسابقات درساژ و پرش نمایشی در المپیک سال ۱۹۹۶ جایگاه این اسبها را هر چه بیشتر نشان داد.

انجمن اسب هانوورین آمریکا در سال ۱۹۷۸ شکل گرفت.

پیشینهٔ نژاد هانووری

این نژاد از ایالت نیدرزاکسن واقع در شمال آلمان نشات گرفتهاست که پادشاهی سابق هانووری در آن وجود داشت. در آنجا یک صنعت پر رونق پرورش اسب در شهر [سل] ([Celle]) به مدت تقریبا ۳۰۰ سال وجود داشت. با اینکه نسب نامه اسب هانووری رسما از سال ۱۸۸۸ آغاز شد، اما نسب نامههای دقیق از سالهای سده ۱۷۰۰ میلادینگه داشته شده بود. در اصل تولید نژاد هانووری از آنجا آغاز شد که اسب نژاد تروبرد با مادیان هولشتاینر یا هولستینر (Holsteiner) [جفت] شد تا اسبهایی با خصوصیات بهتر برای استفادههای نظامی و مزرعه داری تولید شود. اما در سدهٔ گذشته، برنامههای تولید نژاد هانووری به سمت تامین نیاز به اسبهایی ورزشی برای سوارکاری سوق یافتهاست که باعث شد نژادهای مناسب دیگر اسب نیز به این برنامه وارد شوند. اسب نژاد هانووری مدرن حاصل کار این برنامهها است

ویژگیهای اسب هانووری

شیوه راه رفتن اسب نژاد هانووری بسیار با انعطاف است و به طرزی نرم گام بر میدارد، یورتمه رفتن او حالت شناوری دارد، و در هنگام تاخت حرکتش سریع، منظم و ریتم دار است. شاید به همین دلیل باشد که این نوع اسب را برای درساژ بسیار مناسب میدانند. قد اسب هانووری به ۱۵٫۳ تا ۱۶٫۲ وجب میرسد. این اسبها اسبهایی قدرتمند و ورزشی هستند و رفتاری کاملا آرام و متعادل دارند.

مشخصات فیزیکی این نژادپشت قوی، بدن و اندام زیبا، حرکات ورزشی سبک و زیبا. بسیار مناسب جهت درساژ. به رنگهای شابلوطی، قهوهای، سیاه، سفید و خاکستری وجود دارند.

مشخصات اخلاقی

مهربان و باهوش هستند و یه آسانی به تربیت و تعلیم پاسخ میدهند. اغلب دارای خلق و خوی ثابت هستند

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 0:44

اسب نژاد سدلبرد آمریکایی در سده 1800 میلادی در ایالت های غربی آمریکا به خصوص ایالت کنتاکی پیدا شد. این اسب در اصل کنتاکی سدلر (Kentucky Saddler) نام داشت و نتیجه کشش انتخابی از اسبهای نژاد کانادایی و Narragansett Pacer، اسبهای نژاد مورگان و اسبهای تروبرد برد.

اسب نژاد سدلبرد یک اسب چشمگیر و خوش اندام بود و صحنه کشیدن کالسکه های کلیسا توسط این نژاد اسب در روزهای یکشنبه برای محلی ها بسیار دلنشین و تحسین برانگیز بود.

اسب نژاد سدلبرد اگرچه به عنوان اسب کاری بسیار مفید واقع می شود، اما غالبا به عنوان اسب نمایشی در نظر گرفته می شود که با زین به نمایش گذاشته می شود. اسب سدلبرد با داشتن پنج نوع حرکت، با یال و دم کامل به صحنه نمایش برده می شود.

اسب نژاد سدلبرد علاوه بر انواع حرکت معمول همه اسبها که شامل قدم، یورتمه و تاخت می شود، نوع دیگری حرکت آرام انجام می دهد که به صورت خرامیدن آهسته با چهار ضرب است که طی آن قبل از هربار ضربه زدن سم اسب بر زمین، یک مکث عمدی کوتاه وجود دارد. حرکت مخصوص و متفاوت دیگر اسب نژاد سدلبرد، حرکت "راک" است که حرکتی چهار ضربی و سریع است.

اسب نژاد سدلبرد دارای 16 وجب قد است، و استفاده های آن علاوه بر نمایش، در زمینه دامداری، پرش با اسب، و سواری تفریحی و کاری می باشد. اسب نژاد سدلبرد در رشته درساژ بسیار خوب عمل می کند.

اسبهای نژاد سدلبرد بسیار باهوش بوده و سرشت خوشایند و اخلاق خوبی دارند، توانایی و بنیه خوبی دارند، تعادلشان زیاد است و به عنوان اسب شخصی بسیار مطلوب است.

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1391 ساعت: 20:39

اسب ترکمن گونهای از زیباترین اسبها است که در منطقهٔ ترکمن صحرا زیست کرده و پرورش مییابد. رنگ آنها بیشتر خاکستری رنگ و بدنی کشیده و لاغر دارند. شکم آنها بر خلاف بسیاری از نژادهای دیگر اسبها، تخت و به معنی دیگر شکم آنها لاغر است. صادرات این اسب به خارج از کشور ممنوع است.

اسب ترکمن اسبی است دارای ویژگیهای منحصر به فردی از جمله: قد ۱۴۸ تا ۱۵۵ سانتیمتر، گوشهای بلند ومتحرک، سینه فراخ و متناسب، کپل کم شیب با عرض خوب، مفاصل قوی، سمهای محکم با زاویه مناسب، تحمل حرکات سنگین ورزشی و…است. رنگهای اصلی این نژاد: کهر، نیله، کرنگ، سمند و قره کهر میباشد.

نژادهای شناخته شده از اسب ترکمن در چهار گروه: یموت، آخال تکه، چناران(مخلوط از تلاقی اسب ترکمن وعرب)و گوگلان (منقرض گردیده) دسته بندی شدهاند.

اسب ترکمن اندامی کشیده، دُمی باریک، سر و گردن زیبا دارد. برای اسبهای بانژاد ترکمن درسالهای گذشته ذخیرههای ژنتیک این اسب، تقاضای جهانی یافتهاست. اسب ترکمن در نزد ترکمنها پیشینهای طولانی در سنن و زندگی صحرانشینی وجنگ وگریزها درگذشته داشتهاست.

گفتنی است برنامههای اشتباه ایران در نیم قرن گذشته لطمه زیادی به ذخیره ژنتیکی اسبهای ترکمن زدهاست و متاسفانه تعداد اسبهای ترکمن خالص و خوب به شدت کاهش یافتهاست.

امروزه خالصترین اسبهای ترکمن ایران را در منطقه راز و جرگلان ترکمن صحرا از توابع استان خراسان شمالی میتوان یافت که بیشترین جمعیت این اسب را دارا میباشد. خوشبختانه در سالهای اخیر توجه بیشتری به تولید اسبهای ترکمن شدهاست. تعدادی اندک و پراکنده از این نژاد توسط علاقه مندان در تبریز، اصفهان، تهران و همدان نیز نگهداری میشوند.

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1391 ساعت: 16:11

معمولاً وضعیت اندام شناسی، یک اسب در سه بخش سر، بدن و یال و دم و اندام حرکتی مورد بررسی قرار میگیرد. قد اسب عرب را از سطح زمین تا مرتفع ترین ناحیه جدوگاه ۱۴۲ تا ۱۴۹ سانتی متر و گاهی حدود ۱۴۵ سانتی متر مطرح کردهاند.

الف) مشخصات سر:

پیشانی: معمولاً عریض، مسطح و یا کمی برجستهاست.

روی بینی: در اسبهایی که قسمت وسط بینی در مقطع طولی و نمای عرضی، عرض کمی داشته باشد آن را جمع مینامند که برخی نویسندگان این ویژگی را در اسب عرب مطرح میکنند ولی یکی از ویژگیهای اسب عرب در این ناحیه مقداری فرورفتگی در سطح طولی است و گاهی اوقات هم صاف دیده میشود، روی بینی اسب خوزستان عمدتاً صاف است.

انتهای بینی و منحزین: در اسب عرب انتهای بینی به طور واضح برجسته میباشد و و منحزین کاملاً گشاد و ناصاف میباشد.

گوش: معمولاً گوشهای اسب عرب کوچک هستند. گوش اسب عرب از ترکمن کوچکتر است.

چشم: یکی از ویژگیهای بارز اسب عرب چشمهای زیبای آن هستند که جذابیت و زیبائی خاصی به چهره آن میبخشند ولی به طور کلی چشمهای اسب عرب درشت، گرد و معمولاً حدقه برجسته دارند که برجستگی حدقه در چشمان اسب عرب از ویژگیهای شاخص آن است.

گونه: گونه در اسب عرب مشخص است. معمولاً دارای سطحی گرد است.

لبها: باریک و متناسب است و زیبائی خاص به چهره میدهد.

به طور کلی اگر بخواهیم از اختصاصات عمومی و ویژگیهای اختصاصی ناحیه سر در اسب عرب صحبت کنیم میتوانیم بگوئیم که اسب عرب سری متناسب با بدن خود دارد که سر در ناحیه گونهها عمق زیادی دارد و معمولاً در ناحیه پیشانی در حد فاصل چشمها برجستگی سپر مانندی به نام جبه دارد و در ناحیه لبها و پوزه کمی جمع تر میشود و کلاً سر فرمی مثلثی شکل پیدا میکند و در ناحیه دو فک تحتانی فضای وسیعی وجود دارد که در اسب خوب این فاصله منحصر به فرد است. ب) مشخصات بدن و یال و دم:

جدوگاه: معمولاً چون اسب عرب دارای اتصال قوی گردنی – سینهای میباشد در نتیجه ارتفاع جدوگاه با گردن یکی شده و معمولاً جدوگاه مشخص در اسب عرب به چشم نمیخورد و بصورت پیوسته با گردن بلندی مییابد.

کمر: معمولاً زین گاه اسب عرب اندکی پائین تر از سطح کپل و جدوگاه میباشد که مقدار این پائین افتادگی کمر بسیار متناسب با بدن و خوش فرم است.

کپل: کپل اسب عرب یکی از ویژگیهای اندام شناسی آن است معمولاً اسب عرب دارای کپل گرد و کاملاً برجسته و بسیار خوش فرم است.

سینه: این ناحیه در اسب عرب هم در عرض و هم در طول عمق متناسبی دارد و به خاطر عرض زیاد و متناسب آن ناحیه با ناحیه شکم پیوسته به نظر میرسد. در هر صورت این عمق متناسب سینه به همراه منخرین گشاد و فاصله زیاد دو فک تحتانی، شرایط تنفسی خوبی را برای این نژاد فراهم میسازد. در هر صورت سینه عریض و عضلانی از اختصاصات این نژاد میباشد.

شکم: در اسب عرب شکم به صورت مدور و استوانهای در امتداد سینه قرار دارد.

یال و دم: یال و دم بلند و پرپشت در اسب عرب یکی از ویژگیهای بارز و شاخص این نژاد میباشد که زیبائی و جلوه زیادی به آن میبخشد. یکی از ویژگیهای اسب عرب بالا گرفتن دم در هنگام حرکت است.

ج) اندامهای حرکتی: از شاخص ترین ویژگیهای اندام حرکتی سمهای سخت، بزرگ و معمولاً مقطع گرد آنها است. همچنین دستها و پاها کاملاًعضلانی و قلم در اندامهای حرکتی جلو و عقب قطر متناسب و قوی دارند و هم چنین یکی از ویژگیهای اسب عرب وجود موهایی در پشت ناحیه بخلق است که به نام Feather نامیده میشوند. همچنین در مفصل خرگوشی ( Hock) در اسب عرب خمیدگی نسبت به بقیه نژادها اندکی بیشتر است). توضیح: یکی از ویژگیهای اسب عرب در مورد گردن آن است که معمولاً اسب عرب قوسی در ناحیه گردن دار دکه معمولاً به سر فرمی قوسی شکل یا قویی شکل میدهد که اصطلاحاً به آن Mitbah می گویند.

تفاوت اساسی ساختار و ترکیب بدن اسب عرب با سایر اسبها

اسبهای دنیا دارای ۱۸ دنده – ۶ مهره کمری و ۱۸ مهره دمی میباشند. اما اسب عرب دارای ۱۷ دنده – ۵ مهره کمری و ۱۶ مهره دمی میباشند. این اختلاف، به تحرک زیاد و ناحیه دم حیوان کمک میکند. ناحیه پشت حیوان کوتاه و تا حدودی مقعر میباشد. دست و پای قوی و بدن جمع و جور جزء صفات خوب اسب عرب است.

اسب اصولا حیوانی است که در آب و هوای سرد و خشک تکامل یافته و در مناطق بیابانی همچون کویرهای عربستان رشد نیافتهاست.

نژاد اسب ها, عکس اسب ها

 

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1391 ساعت: 16:05

خرگوش های فازی لوپ آمریکایی به وسیله «پتی گرین کارل» (Patty Greene-Karl) به وجود آمدند. بسیاری از مردم گمان میکنند که این نژاد حاصل ترکیب نژادهای «لوپ هلندی» (Holland Lops) و «آنگورا» (Angora) است. در حقیقت این نژاد به نوعی از خرگوش های لوپ هلندی خالص نشات گرفته و حاصل ترکیب این نژاد با برخی از نژادهای کرک دار و پرزدار بود است. این نژاد در سال ۱۹۸۸ توسط ARBA مورد قبول قرار گرفت.

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 21:39

خرگوش آمریكایی دم سفید در طول روز خود را پنهان می كند و در شب برای غذاخوردن بیرون می آید.
حركت این خرگوش در ۱۲ تا ۲۰ جهش پا است و می تواند سرعتی تا ۵۵ كیلومتر در ساعت به دستآورد و به سرعت ۷۲ كیلومتر در ساعت در زمان كوتاهی می رسد.
وقتی در مخمصه قرار می گیرد شنا می كند و با چهار پایش شروع به پاروزدن در آب می كند.
نرها كه گوزن نر نامیده می شوند در طول فصل جفت گیری به شدت و بطور خشمگینانه می جنگند.
مبارزات آنها به صورت لگد زدن با پاهای عقبی و یا گزیدن در صورتی كه بتوانند، است.
ویژگیهای ظاهری:
یك خرگوش آمریكایی سفید خاكستری با گوشها و پاهای دراز و یك دم سفید.
بلندی بدن بین ۸/۵۰ تا ۸۸/۵۵ سانتی متر.
زیستگاه: علفزارها و كشتزارها.
گونه های هم نژاد: خرگوش آمریكایی دم سیاه و خرگوش آمریكایی كوهی.

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 21:35

منشأ این نژاد کشور فرانسه می باشد.ماین آنجوحاصل تلاقی شورت هورن نر انگلیسی و مانسل ماده فرانسوی است. اصالتاً این نژاد حیوان کاری است و در اثر اصلاح نژاد برای صفات تولید شیر و گوشت توسعه یافته است. ماین آنجو امروزه به عنوان یک تولید کننده عالی گوشت در نظر گرفته می شود. رنگ آن قرمز تیره و سفید می باشد و دارای رنگدانه های روشنی بر روی پوست خود هستند. این نژاد دارای شاخ با اندازه متوسط می باشد که به سمت جلو پیچش دارد و حیوانی آرام بوده و به راحتی دست آموز می گردد

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 14:59

این گاو نشات گرفته از مناطق فرانسه می باشد. آنها به طور طبیعی شاخ دارند . و دارای رنگ های سیاه و سفید است.

Limousins به دلیل وزن کم هنگام تولد (سهولت زایمان)،نسبت بالای جسد به وزن زنده و ضریب تبدیل غذا بالا در بیبن دامداران محبوب شده است
رنگ Limousin زرد مایل به قهوه ای ، طلایی و یا خرمایی می باشد و  بر روی شکم، پشت ران، بین پاها ، در اطراف مقعد، بیضه ها و یا پستان، و نوک دم دارای رنگ روشن تری است.
نشانه های یک گاو لیموزین سالم عدم وجود هر گونه لکه و یا رنگ، با غشاء مخاطی صورتی. سر کوتاه، پوزه و پیشانی وسیع، منطقه سبک در اطراف چشم و پوزه، شاخ های خوب به جلو خمیده و کمی نوک بزرگ (در صورت وجود). گردن کوتاه. قفسه سینه پهن و گرد است.  استخوان های کمر و لگن کمی بیرون زده است. ران های ضخیم، پوست زیبا و انعطاف پذیر است.
گاو ماده Limousin بالغ به طور متوسط 650 کیلو و نر بالغ 1000 کیلوگرم است.
گاو ماده  137 سانتی متر و گاو نر به طور متوسط 145 سانتیمتر است.

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 14:53

 نژاد هرفورد حدود دو و نیم قرن پیش به عنوان یک محصول مطرح شد. کشاورزان صرفه جو و متهور در شهرستان Herefordshire، انگلستان ، برای تولید گوشت گاو به منظور گسترش بازار مواد غذایی ایجاد شده توسط انقلاب صنعتی انگلستان این گاو ها را تربیت کردند.

Herefords در سالهای 1700 میلادی و اوایل دهه 1800 در انگلستان به مراتب بزرگتر از امروز بود. بسیاری از هرفورد های بالغ در آن روز به بیش از 3000 £(1360 کیلوگرم)

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 14:45

ثابت شده که نژادگاو گوشتی گالووای یکی از قدیمی ترین  نژادهای جهان می باشد، وبه نام Galloway منطقه ای از اسکاتلند که از آنجا نشات گرفته نام گذاری شده است . و در حال حاضر در بسیاری از نقاط جهان یافت می شود.
Galloway در سال 1853 در کانادا معرفی شد،
تنوع زیادی به دلیل رنگ ها والگو های  مختلف در این نژاد می باشد، از جمله گاو سیاه و سفید، اما ژن مغلوب قرمز نیز وجود دارد ، اگر چه سیاه و سفید هنوز هم رایج ترین رنگ می باشد، ولی می توانند دارای رنگ قرمز و سایه های مختلفی از قهوه ای کمرنگ باشند.
انواع مختلفی از این نژاد پروش داده می شوند

Belted Galloway : ویژگی این نوع گاو وجود نوار سفید گسترده ای در اطراف قسمت پایین سینه آن است . Belted Galloway اغلب کوچکتر از Galloway های دیگر است و اغلب برای تولید لبنیات یا زیبایی از این نوع گاوها استفاده می شود.

White Galloway :عمدتا سفید است، با نقاط تیره ی: گوش ها، پاها، و اطراف چشم است. آنها همچنین ممکن است این رنگ  را در راس، دم، یا پستان داشته باشند.

Riggit Galloway :دارای الگوی راه راه سفید در امتداد خط پشت است.

Galloway ها دارای پوشش دو لایه ای ضخیم اند  که موجدار یا مجعد می باشد.  این پوشش ضخیم از مو عایق بدن آن هاست به طوری که حداقل یک لایه خارجی چربی در بدن آنها می باشد ،  در ماه های تابستان و در آب و هوای گرم کت و کرک ها می ریزند .
گاو نر بالغ به وزن 730-860 کیلوگرم (1،600-1،900 پوند)، گاو ماده بالغ 410-570 کیلوگرم (900-1،250 پوند)، و وزن گوساله هنگام تولد در حدود 33 کیلوگرم (72 پوند) می باشد

 

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 14:37

منشأ این نژاد ، دره کیانینا در ایتالیا می باشد و یکی از قدیمی ترین نu200dژادهای گاو در ایتالیا و احتمالاً یکی از قدیمی ترین نژادها در جهان بوده و قبل از زمان امپراتوری رم وجود داشته است. بلندی قد گاو نر چیانینا به 8/1 متر می رسد و وزنی بالغ بر 1814 کیلوگرم دارد. بلندی قد گاو ماده نیز به 5/1 متر و وزن آن به 1088 کیلوگرم می رسد. این نژاد دارای موههای کوتاه و نرم و به رنگ سفید است. گوساله های خالص در زمان تولد به رنگ قهوه ایی سوخته هستند اما در 4-3 ماهگی سفید رنگ می شوند. انتهای دم ، مژه ها و سم ها سیاهرنگ ، سر مستقیم و صورت دراز است. در دامهای جوان شاخها سیاه هستند ولی در 2 سالگی زرد رنگ می شوند. مهمترین ویژگی این نژادها همانطور که ذکر شد اندازه بسیار بزرگ آن است. چیانینا به دلیل شیوه کاربرد آن در دراز مدت به نژاد کاری تبدیل شده است. حیوانی است با دست و پا و سم بسیار نیرومند که می تواند مسافت زیادی را به راحتی طی کرده و با سرعت کار کند. مقاومت این نژاد در برابر گرما و بیماری بسیار زیاد بوده و می تواند در نواحی گرم و هم معتدل زندگی کند. در ایتالیا این نژاد از حالت دو منظوره بودن ( گوشت و کار) خارج شده و به نژاد گوشتی تبدیل می شود. کیفیت لاشه آن بسیار خوب است و حتی در وزنهای بسیار بالا نیز چربی گوشت آن اندک است. 

 

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 14:29

یکی از قدیمی ترین نژادهای گاوهای گوشتی فرانسوی است. این نژاد در منطقه شاروله در مرکز فرانسه توسعه یافته است. اگرچه در آغاز، نژادی دو کاره ( کار و گوشت) بوده، اما به دلیل نبود نیاز به گاو برای انجام کار و با پیشرفت تکنولوژی به نژادهای گوشتی تبدیل شده است. گله های شارولی در آمریکا ، کانادا ، جزایر باهاما، انگلستان، ایرلند ، ژاپن و فرانسه وجود دارد. گاو شارولی سفید متمایل به کرم بوده و پوستی صورتی رنگ دارد. گاو نر بالغ وزنی برابر 907 تا 1134 کیلوگرم و گاو ماده بالغ نیز وزنی برابر 680 تا 816 کیلو گرم دارد. به طور معمول شاخدار بوده و شاخها سفید رنگ ، باریک و نوک تیز می باشد. بعضاً شارولی بدون شاخ نیز مشاهده می شود. کیفیت لاشه آن بسیار عالی بوده و به دلیل نداشتن چربی زیر پوست ، می توان بدون افزایش چربی روی لاشه آن را تا وزنهای زیاد پروار کرد. میزان چربی درون ماهیچه ای لاشه زیاد است . این نژاد سازگاری خوبی با اکثر مناطق دارد و در برنامه های تلاقی نیز مورد استفاده قرار می گیرد.


 

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 14:23

گله های این نژاد حاصل تلاقی گاوهای قرمز اصلاح شده با گاوهای قرمز حاصل از آنگوس سیاه می باشند. فرزندان حاصل از تلاقی های آنگوس قرمز همیشه قرمز رنگ می باشند . در حالیکه ژن قرمز مغلوب می باشد.این نژاد به غیر از رنگ از سایر جهات شبیه آنگوس سیاه است آنگوس قرمز آب و هوای گرم را نسبت به آنگوس سیاه بیشتر و بهتر تحمل می کند.

برچسب: نویسنده: رعنا تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 14:19

صفحه بندی